غزل عشق
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:36
خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنم عـاشقـانه در سکـوت شب تماشایت کنم خـواسـتم امشب کنـار پنجـره در نــور مـاه در تـمــام خــاطــرات کـهنـه پـیـدایـت کنـم خواستم در سجده گاه معبد چشمـان تــو جــان فـدای آن نگــاه مست زیـبـایت کنـم عطر گـلهـای تن
روزگاري را بدون عشق سر كردم نشد
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:36
روزگــاری را بــدون عـشـق سر کردم، نشد خواستم دیوانـهوار از عشق بـرگـردم، نـشد هـیـچ کس دلـواپـسـیهــای مــرا بـاور نکردxa0 هیچ کس در خـاک غربتخیز هـمدردم نشد بـغـض کـردم، مـویـه کـردم تا سحر نام تو راxa0 گریه کردم، گریه هم تسکین سردردم نشد هر چه کردم عـشق را از خانهام بیرون کنمxa0 عـاقبـت پـیـش دل ...