خرید بک لینک
من از بی تو بودن شکستم کجایی کجایی!نگو حقمه این همه بی وفایی کجاییهجوم غمت را تحمل ندارم !نگو که خطا بوده این آشنایی کجایی…نفس میکشم در هوایت گره خورده یادم به یادت !تو رفتی و من با خیالت فغان خسته ماندم به راهت… چرا با دلم در جفایی چنین خصم جانم چرایی !که جز تو ندارم هوایی کجایی… من از بی تو بودن شکستم کجایی کجایینگو حقمه این همه بی وفایی کجایی… هجوم غمت را تحمل ندارم !نگو که خطا بوده این آشنایی کجایی… ز دردت ندارم رهایی هراسانم از این جدایی!که میمیرم آخر نیایی کجایی… ز دنیا و از خود گسستم پریشان به پایت نشستم !من از بی تو بودن شکستم کجایی… من از بی تو بودن شکستم کجایی کجایی !نگو حقمه این همه بی وفایی کجایی… هجوم غمت را تحمل ندارم !نگو که خطا بوده این آشنایی کجایی… من از بی تو بودن شکستم کجاییشاعر: مریم قاضیخواننده: سالار عقیلی نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت توسط پیمان| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 17:24

مگو پرنده در این لانه ماندنش سخت استبمان! که مهر تو از سینه راندنش سخت استچگونه دل نسپاری به دیگران؟ که دلتکبوتری است که یک جا نشاندنش سخت استچه حال و روز غریبی که قلب عاشق مناسیر کردنش آسان، رهاندنش سخت استزبان حال دلم را کسی نمیفهمدکتیبههای ترک خورده خواندنش سخت استهزار نامه نوشتم بدون ختم کلامحدیث شوق به پایان رساندنش سخت استسجاد سامانی نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد ۱۴۰۱ساعت توسط پیمان| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 17:24

دفترم باز ورق میخورَد آرام'>آرام آراممیرسد دورهی اندوه به فرجام آراممیدوَد در تن من گرمی حسانگیزیآفتاب آمده انگار لبِ بام آرامتن تهی میشود از جان و دلم پُرآشوبتا به دستان تو لبریز شود جام آراممن همانم که به تو هرچه که نزدیک شدمدور شد از دل من غصّه به هر گام، آرام«دوستت دارم»ِ من قطرهای از عشق تو بودکه چکید از قلمم توی غزلهام، آرام!همهشب دلهره دارم که مبادا برویطی شود کاش که بیواهمه ایّام آرامبی تو آشوبم و غیر از تو کسی جایز نیستکه شود بعد تو، با او دلِ ناکام، آرام ...لیلا مهذب نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت توسط پیمان| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 17:24

یه وقتا با خودم میگم، کاش گوشایِ آدم قابلیت ضبط صدا داشت اونوقت میتونستیم صداهایِ آرامش بخش و دِلنشینی که مارو به زندگی وصل میکنه توش ذخیره کنیمٌ هرموقع دلمون واسه حسٌ حالِ اون لحظه تنگ شد بدونِ نیاز به هیچ دستگاهی دوباره بشنویمِشون، همونقدر واقعی وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

آرزو می کنم یکی باشه که باهم اینجوری باشین: "به هم شبیه، به هم مبتلا، به هم محتاج"

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

بعضی از آدما

خاطرشون یه جور عجیبی دوست داشتنیه

گرم دلنشین و به یادموندنی...

دقیقا مثل یه آهنگ قدیمی كه

وقتی به آخر می رسه

دوباره میزنی عقب تا از اول گوش کنی!

مث یه رفیق همیشگی...

پویا جمشیدی

نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط پیمان| |

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

این روزها برای تمام حرفهایی که نزدی و نمی زنی ... دلتنگم ... ! وارش

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

یک گنجهای، کشویی، چیزی هم باشد که آدم «چه خوبه که هست»هایش را بگذارد توش؛ هر از گاهی که همهی آدمها ناامیدش میکنند از بودن، بازش کند، گنجینهاش را نگاه کند، دست بکشد، لبخند بِدوَد توی صورتش، کشو را ببندد، یک نفس عمیق بکشد و برگردد به زنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

قربان مردمک های سرگردان چشم هایت بروم

قربان غم و شادی ات بروم

توچه هستی که جز در تو

آرام نمی گیرم.

فروغ فرخزاد

نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط پیمان| |

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

امروز دوباره دیدمش ... بعد از ۱۸ سال! تو تاکسی، روی صندلی جلو نشسته بودم. تو دنیای خودم بودم که یه صدای خیلی خیلی آشنا گفت: مستقیم... فکر کنم قلبم برای چند لحظه از حرکت وایساد! راننده چند متر جلوتر توقف کرد. در ماشین باز شد و صاحب اون صدای آشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

همهٔ ما یک نفر را داریم که نداریمش! میدانید چه میگویم؟ دوستش داریم و با قلبمان میخواهیم کنارش باشیم. به یادش بیدار میشویم و شب، قبل از خواب ، به او فکر میکنیم. برایش ستاره ستاره دلخوشی آرزو میکنیم و دوست داریم سبدِ دلتنگیهایش همیشه خالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

می پرسی: خوبی؟!

و تمام دغدغه های جهانم می شود، چطور بگویم

"خوبم" که بیشتر به دلت بنشیند!

جان دلم

من تمام حال خوبم را برای احوال پرسی های تو

کنار گذاشته ام...

فاطمه صابری نیا

نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط پیمان| |

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:25

وقتی غرق اضطرابم یا نمیتونم بخوابم فکر چشمای تو آرامشمه وقتایی که خیلی تنهام خسته از تموم دنیام لمس رویای تو آرامشمه ای باورم بال و پرم بی تابی چشم ترم آرامشِ بی دلهره دنیای من از تو پره تورو دوست دارم مثه یه آسمون پر از ستاره تورو دوست دارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:36

خانه دل تنگ غروبی خفه بود مثل امروز که تنگ است دلم پدرم گفت چراغ و شب از شب پر شد من به خود گفتم یک روز گذشت مادرم آه کشید زود بر خواهد گشت ابری هست به چشمم لغزید و سپس خوابم برد که گمان داشت که هست این همه درد در کمین دل آن کودک خرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:36

بی تو باران چه زیبا برای چشم من بهانه یادت نامت زده به قلبم تازیانه وقتی رفتی بعد از رفتنت ستاره ای نیامد داغ عشقت چه شعله ای زد بر آشیانم بهار جان من سر آمد نمی آیی خزان به رنگ غم درآمد نمی آیی دقیقه های بیقراری به جانم نشسته نمی آیی نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی زارعیان تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی