!-.-.-این قالب * قالب كلاسيك1* مخصوص کاربران بلاگفا است-.-.->
دفترم باز ورق میخورَد آرام آرام
میرسد دورهی اندوه به فرجام آراممیدوَد در تن من گرمی حسانگیزیآفتاب آمده انگار لبِ بام آرامتن تهی میشود از جان و دلم پُرآشوبتا به دستان تو لبریز شود جام آراممن همانم که به تو هرچه که نزدیک شدمدور شد از دل من غصّه به هر گام، آرام«دوستت دارم»ِ من قطرهای از عشق تو بودکه چکید از قلمم توی غزلهام، آرام!همهشب دلهره دارم که مبادا برویطی شود کاش که بیواهمه ایّام آرامبی تو آشوبم و غیر از تو کسی جایز
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
بعضی از آدما
خاطرشون یه جور عجیبی دوست داشتنیه
گرم دلنشین و به یادموندنی...
دقیقا مثل یه آهنگ قدیمی كه
وقتی به آخر می رسه
دوباره میزنی عقب تا از اول گوش کنی!
مث یه رفیق همیشگی...
پویا جمشیدی
نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط پیمان| |
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
قربان مردمک های سرگردان چشم هایت بروم
قربان غم و شادی ات بروم
توچه هستی که جز در تو
آرام نمی گیرم.
فروغ فرخزاد
نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط پیمان| |
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
امروز دوباره دیدمش ...
بعد از ۱۸ سال!
تو تاکسی، روی صندلی جلو نشسته بودم.
تو دنیای خودم بودم که یه صدای خیلی خیلی آشنا
گفت: مستقیم...
فکر کنم قلبم برای چند لحظه از حرکت وایساد!
راننده چند متر جلوتر توقف کرد.
در ماشین باز شد و صاحب اون صدای آش
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
می پرسی: خوبی؟!
و تمام دغدغه های جهانم می شود، چطور بگویم
"خوبم" که بیشتر به دلت بنشیند!
جان دلم
من تمام حال خوبم را برای احوال پرسی های تو
کنار گذاشته ام...
فاطمه صابری نیا
نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط پیمان| |
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان